تبليغاتX
تک شیطان روی زمین

غروب را دوست دارم چون همیشه با غم است غم را دوست دارم چون همیشه با من است

 
سلام خدمت دوستان عزیز من شاید دیگه این وبو اپ نکردم این ادرس وب جدید منه

www.sunshine3.blogfa.com

با عنوان آفتاب

|+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت 19:57 |
 only for you

برون نمیرود از خاطرم خیال وصالت

اگر چه نیست وصالی ولی خوشم با خیالت

|+| نوشته شده توسط میلاد در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ساعت 20:37 |
 

در خواب ناز بودم شبی

دیدم کس در میزند

در را گشودم روی او

دیدم غم است در میزند

ای دوستان بی وفا

از غم بیاموزید وفا

غم با آن همه بیگانگی

هر شب به من سر می زند

بازم به من سر بزنین ممنون

|+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه ششم اردیبهشت 1387 ساعت 21:33 |
 0111

باز دوباره تنهاییام شب و سکوت

باز دوباره یاد تو غم نبودت

باز دوباره بهت میگم تنهام گذاشتی

رفتی و این بغزو توی صدام گذاشتی

میخوام بهت بگم پیشم بمون اما نمیشه

میخوام بهت بگم نرو نرو مگه چی میشه

بعد تو پرسه میزنم شبهای سرد و خسترو

تو رفتی و منو حست پشت سرت گفتم نرو

.

.

دل بکن از منو عشقم

بزار دستامون جدا شن

سهم من شبای تاریک

سهم تو فردایی روشن

مجبورم نکن بگم که بی تو هیچ حسی ندارم

اخه این دروغه اما دیگه چاره ای ندارم

تو بدون تا اخر عمر از دلم نمیری هرگز

نمی خواد که سخت بگیری خیلی ساده

خداحافظ

خداحافظ

 

|+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه ششم اردیبهشت 1387 ساعت 21:27 |
 treepide eshq

 

سپیده ی عشق ای سپیده ی صبح

گل بهار عشقم با تو شکفته شد

با تو در راه زندگی

کتاب بسته عشق باز و خونده شد

وای که چه شیرین بود

عشق و یگانگیت

چقدر زود گذشت روزهای عاشقی

دلمون پر شادی بود

پر از مهر و وفا تو باقلبی پاک

دور از غم دنیا

قدر تو ندونستم قلب تو شکستم

سپیده منو ببخش میتونم به تو برگردم

از رفتن تو روز ها میگذرد

عشق تو عزیز از یاد نمیرود

بوسیدن اون لبهای اتشین

اکنون که دگر تکرار نمیشود

.

.

.

|+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه ششم اردیبهشت 1387 ساعت 21:10 |
 بازم عکس خودم

 

 

 

|+| نوشته شده توسط میلاد در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 20:20 |
 

 

آخرش دل را به دریا می زنم
زندگی را رنگ رویا می زنم
هرچه باداباد،هر جا می رسم
دم ز عشقت بی مهابا می زنم
گر مرا از خود برانی عاقبت
مثل مجنون سر به صحرا می زنم
من از این ساحل نشینی خسته ام
با غمت دل را به دریا می زنم

|+| نوشته شده توسط میلاد در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 18:17 |
 

 

 

عاشقم به آنچه که ندارم و ديگر هرگز بدست نخواهم آورد
به آنچه نابود شد

به آنچه که از هم گسست

به آنچه که حتی از دورترين نقطه فکرم گريخت

من مجنونم به آن که بيش از همه زجرم داد

و کمتر از همه دوستم داشت
به آن که بدست فراموشيم سپرد و گريخت

به آنکه از من گسست و از من بريد

من شاهدم بر آن چه که در نيمه های شب خموش

و آرام به نام اشک گرم و لرزان بر گونه ام سرازير شد
بر ستمکاريهای دنيای دون

بر نيرنگها و فريبها

من دورم از خوشی ها و شادی ها

سعادتها و نيک بختيها

از آن چه شور و شعف ميافريند

 و دلها را به زندگی اميدوار می سازد
از آن چه برق اشک شادی ها را

در چشمها منعکس می کند
من خموشم به زير نگاه های ياس آلود ديگران

در مقابل ستمهاي روزگار
من حسرتم در برابر بدست آوردن او
...
در برابر ياد آوری محبت ها

 و غم های او درپيش خاطرات شيرين گذشته
من گريزانم از آفرينش

از آن که بوجودش آورد

در قلبم
جايگزينش کرد

و بعد يکباره باپاره ای از قلبم يکجا برد
از آن که رنج را آفريد در قبال خوش بختی
خوش بختی را نمی خواهم غمها را به خاطرش می ستـــــــــايم

|+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 16:16 |
 
 

امشب به یاد تک

تک ِ شب ها دلم گرفت

در اضطراب کهنه ی غم ها ، دلم گرفت

انگار بغض تازه ای از نو شکسته شد

در التهاب ِ خیس ِ ورق ها ، دلم گرفت !



از خواندن تمام خبر ها تنم بسوخت ...

از گفتن تمام غزل ها دلم گرفت ...

در انتظار تا که بگیرم خبر ز تو ...

در آتش ِ گرفته سراپا... دلم گرفت !


متروکه نیست خلوتِ سرد دلم ولی

از ارتباطِ مردم ِدنیا دلم گرفت !!

یک رد ِ پا که سهم ِ من از بی نشانی است!

از رد ِ خون که مانده به هر جا ، دلم گرفت


اینجا منم و خاطره هایی تمام تلخ

اقرار میکنم درآمدم از پا ... دلم گرفت ...

می خواستم ببوسمت از این دیار دور

می خواستم ببوسمت اما دلم گرفت


نه اینکه فکر کنی دل ، از تو کنده ام !

یا اینکه از محال ِ تمنا دلم گرفت !

از لحظه ای که هق هق ِ هر روزه ی مرا

بگذاشتی به روی دو لب ها ، دلم گرفت


از لحظه ای که هر دو نگاهم اسیر شد

در امتداد هیچ ِ قدم ها دلم گرفت

از لحظه ای که خیس شدم در خیال تو

آن دم که تنگ شدند نفس ها دلم گرفت


ازین که باز تو نیستی کنار من

ازین که باز خسته و تنها ... دلم گرفت

می خواهمت که بار ِ دگر گرم تر ز پیش

می خواهمت ببوسمت اما دلم گرفت !


تکرار می کنم این سطرهای کهنه را ...
تکرار می کنم که خدایا !! دلم گرفت !!
|+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 ساعت 21:49 |
 گروه تتو

دل من تنها بود.

 

 

 

                      دل من هرزه نبود.

 

                                              دل من عادت داشت.

 

كه بماند يك جا.

 

                      به كجا؟ معلوم است!

 

                                              به در خانه تو.

 

دل من عادت داشت.

 

                      كه بماند آنجا. 

 

                                              پشت يك پرده تور...

 

كه تو هر روز آن را به كناري بزني.

 

                      دل من ساكن ديوار و دري.

 

                                              كه تو هر روز از آن مي گذري...

 

دل من ساكن دستان تو بود.

 

                      دل من گوشه يك باغچه بود.

 

                                              كه تو هر روز به آن مي نگري.

 

دل من را ديدي؟

 

                     ساکن  قلب تو بود..  

                                              يادت هست؟... 

 

|+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 ساعت 21:45 |
 نرم افزار فیلتر شکن

دانلود برنامه

 

|+| نوشته شده توسط میلاد در یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت 21:33 |
 مدیر وبلاگ
|+| نوشته شده توسط میلاد در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 0:53 |
 علیرضا مکافات

دانلود کنید

|+| نوشته شده توسط میلاد در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 0:36 |
 مجید خراطها

دانلود آهنگ خدانگهدار عزیزم

|+| نوشته شده توسط میلاد در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 0:31 |
 

 

|+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه بیست و ششم آبان 1385 ساعت 12:7 |

Rolling Credits

This script allows you to:


www.khafankadeh.7p.com

Place

text

descriptions

of

any

sort

and it will

scroll up

the page

until its done.

You can even

make Links.

Or

use

images.

} // -->

example:
Select an item:

در خاطره ها مي ماند غروب را دوست دارم چون همیشه با غم است   غم را دوست دارم چون همیشه با من است

Thumbnail